عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٣ - پنجاه تازيانه
ترجمه:
اقرب آن است كه بر ديوانه حدّ ثابت نمىگردد.
فرع
زانى را بايد به شدّت تازيانه زد و لازم است تازيانهها را بر اعضاء و جسد و بدنش توزيع و تفريق نمايند منتهى از زدن بر سر و صورت و فرج او احتراز و اجتناب كنند.
فرع
لازم است مرد را در وقت زدن تازيانه ايستاده و برهنه از لباس نگاه داشته ولى زن را نشسته در حالى كه لباسهايش را بر او پيچيده عقوبتش كنند.
٤- تازيانه و تراشيدن سر و تبعيد
قسم چهارم زدن تازيانه و تراشيدن سر و تبعيد نمودن از شهر مىباشد و اين عقوبت و حدّ مرد است كه با وصف حرّيت و عدم احصان و مالك نبودن [١] فرج مرتكب زنا شده باشد.
برخى از فقهاء فرمودهاند:
تبعيد از شعر در حق زانى ثابت است كه مالك فرج باشد.
مراد از جزّ و تغريب
جزّ عبارت است از تراشيدن سر.
و تغريب تبعيد از شهرى كه در آن ساكن هستند به شهر ديگر مىباشد كه زانى را براى يكسال از شهرش بيرون مىنمايند.
نفى سر تراشيدن و تبعيد در زن
بر زن نه سر تراشى به عنوان عقوبت حدّ قرار داده شده و نه تبعيد از شهر.
٥- پنجاه تازيانه
قسم پنجم تازيانه بوده كه آن حدّ عبد و كنيزى است كه مرتكب عمل فحشاء شوند اگر چه متزوّج باشند و غير از آن عقوبت ديگرى همچون سر تراشى و تبعيد ندارند.
[١] مقصود از « مالك نبودن فرج» آن است كه شخص عقد هم نكرده باشد.